تبليغاتX
" ما مـظلومان هــميشه تاريخ ؛ مـحرومان و پابرهنگانيم ، ما غـير از خدا کسـي را نداريـم ، اگر هزار بار قطعه قطعه شويـم ‏دست از مبارزه برنـميداريـم .... راهـي جز مبارزه نـمانده است و بايد با چنگ و دندان ابرقدرتـها و مـخصوصـاً آمـريکا را ‏شکست داد .... بايد بسيجيان جهان اسلام در فکر ايـجاد حکومت بزرگ اسلامي باشند و اين شدني است چرا که ‏بسيج تنها منحصر به ايران نيست ، بايد هسته‌هاي مقاومت را در تـمامي جهان ايـجاد کرد .... بـحث مبارزه و دفاع ، ‏بـحث قيام و راحت ‌طلبي ، بـحث دنياخواهي و آخرت‌ جويي دو مقوله‌اي است که هرگز با هم جمع نمي‌شوند .... ‏تـنها آنـهايي تا آخر خـط با ما هستند که درد فقر و مـحروميت و استضعاف را چشيده باشند . فقرا و بي‌بضاعتان ‏گردانندگان و برپادارندگان واقـعي انـقلابـها هستند....... از فرمايشات گهربار بنيانگذار كبيـر انقلاب اسلامي حضرت‌روح‌الله امام‌خـمينـي رحمة‌‌الله‌عليه " پایـگاه اینترنتی بـصائر بندرگز ::
پایـگاه اینترنتی بـصائر بندرگز
جشن میلاد هشتمین شمس ولایت ... 

۸۸/۸/۸

طلوع شـمس ولایت و کرامت


.. به یُمن فرارسیدن ایام میلاد مسعود حضرت رضا (ع) این سه قطعه شعر زیبا رو به همه دوستان عزیزم به رسم هدیه پیشکش میکنم . انشالله در این ایام و لیالی سرشار از برکت و نورانیت این برادر کوچکتون رو هم مشمول دعای خیرتون میفرمایید ( تا انشالله به برکت عنایت اهلبیت علیهم السلام ؛ خصوصاً حضرت زهرای مرضیه سلام ا... علیها در آینده بسیار نزدیک یعنی روز جشن ازدواج حضرت علی(ع) و خانم فاطمه زهرا(س) با یک خبر خوش خاطر دوستان بزرگوار رو شاد کنیم )

بارش مهر

خـسـته ، افـتـاده ز پا ، آمده زانو مى زد
مـشـكلى داشت به آقاى خودش رو مى زد

مى چكيد از سر و رويش عرق شرم به خاك
مـشـت هـا واشده و پنجه به گيسو مى زد

دامـنـى داشـت پر از خاطره تيره و تلخ
دسـت در دامـن آن ضـامـن آهو مى زد

همنوا با در و ديوار در آن عصمت محض
نـالـه يـا عـلـى و ضـجه ياهو مى زد

نـم نمك بارشى از مهر به جانش مى ريخت
كـفـتـرى بـر سر ذوق آمده قوقو مى زد

پـاك مـى شـد دلـش از غصه ناپاكى ها
خـادمى داشت در اين فاصله جارو مى زد

فـرصـتى بود و درنگى و بجا مانده هنوز
شـعـله اى شعر كه در آينه سوسو مى زد



رواق زرنگار

اى ستون هاى زمين ، گلدسته هاى سربلند !
اى رواق زرنـگـار ، آيـينه هاى بندبند !

اى مـقرنس هاى چوبى ، گنبد زرين كلاه !
بـر سـر آن آسـتـان پـرشكوه بى گزند

بـر سـر هفت آسمان آن مهربان افراشته
چـترى از بال كبوتر ، از حرير و از پرند

دسـت او ايـنـك پـناه آهوان خسته است
بـال بـگـشـاييد از شوق ، آهوان دركمند!

كـفـتـران آسـمـانـى هـم اسير دام او
مـى كـشاند هر دلى را در رهايى ها به بند

اى حضـور هـشـتـمين ! افتادگان غربتيم
دست ما را هم بگير از لطف ، اى بالا بلند !


 رؤياى آسمانى

شبى تنها
ميان اين همه رؤيا
تو را ديدم ...
تو را با قامتى زيبا
ميان دشتى از گلها
كنارت بحر آبى رنگ
و دستانت پر از گلبوته هاى نور
پر از گلبرگ ياس و سوسن و مريم
و من سر تا به پا حيرت
دلم سنگين از اين غمها
از اين دنيا
كه ناگه
آهويى رعنا
در آغوش تو شد آرام
صدايى از دل دريا
چنين مى خواند :
به قربان پناه گرمت اى مولا !
تمام صورتم را اشك ها پر كرده بود ، آرى
چنين رؤيا مرا واداشت
كه بنويسم :
به قربان پناه گرم تو آقا !


۸۸/۸/۸ خجسته زادروز بابرکت شمس الشموس ، پادشاه سرزمین طوس ، هشتمین ستاره درخشان آسمان ولایت و امامت ، ضامن آهو ، حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) بر همه پیروان و عاشقان و دلدادگان حریم ولایت خصوصا دلباختگان حریم رضوی مبارک باد . ضمناً وظیفه میدونم به کلیه عزیزانی که در این ایام فرخنده جشن ازدواج برپا میکنن تبریک و تهنیت عرض کنم .

السلام علیک یا غریب الغربا

السلام علیک یا معین الضعفاء والفقراء

السلطان المظلوم یا علی بن موسی الرضا المرتضی(ع)

السلام و علیکم و رحمة الله و برکاته
.
.
التماس دعا

|+|
بندرگز . کربلایی مورخ چهارشنبه 6 آبان1388 ساعت 10:3
انقلاب مخملی ... 

تصمیم گرفتم این پست رو به مبحث " انقلاب مخملی " که اینروزها بحث داغ غالب محافل سیاسی ، اجتماعی و حتی خانواده هاست اختصاص بدم . انشالله که مقبول بیافته و کما فی السابق حقیر مشمول دعای خیر شما عزیزان بزرگوار قرار بگیرم .

انقلاب رنگي

انقلاب مـخملي

( یاانقلاب گُلي !!! )

انقلاب مخملی

انقلاب رنگي نوعي دگرگوني بدون خونريزي است كه نخستين بار توسط «واسلاو هاول»، رئيس جمهور پيشين چك، كه در آن زمان سردمدار حركت گروه مخالفان اين كشور بود، بر سر زبا‌ن‌ها افتاد و رشته حركت‌هايي مرتبط به هم، در جوامع «پسا كمونيستي» و در اروپاي شرقي، مركزي و آسياي ميانه، گسترش يافت .
تغيير رفتار و منش سياسي هيئت حاكمه اين كشورها به سمت غرب‌گرايي را انقلاب رنگي، مخملي يا گُلي ناميد‌ه‌اند كه ان را در
  ۱۷ نوامبر تا ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ در چكسلواكي آغاز مي‌شود و با وقوع تحولات مشابهي به شكل زنجيره‌اي در صربستان (دو مرحله ۱۹۹۷و ۲۰۰۰) ، گرجستان (۲۰۰۳)، اوكراين (۲۰۰۴) و قرقيزستان (۲۰۰۵)
انقلاب رنگي ، يا انقلاب مخملي ، يا انقلاب گُلي نوعي دگرگوني بدون خونريزي است كه آن را براي نخستين‌بار «واسلاو هاول» رئيس جمهور پيشين چك كه در آن زمان رهبر مخالفان اين كشور بود ، بر سر زبان‌ها انداخت. انقلاب‌هاي رنگي به يك رشته از تحركات مرتبط با هم اطلاق مي‌شود كه در جوامع پسا كمونيستي در اروپاي شرقي، مركزي و آسياي مركزي توسعه يافت و احتمالاً در حال نفوذ به ديگر مناطق از جمله خاورميانه است .

برخي ناظرين از آن به عنوان موجي انقلابي ياد مي‌كنند .

" انقلاب رنگي " به تغيير و تحولاتي اطلاق مي‌شود كه تاكنون در كشورهاي باقيمانده از بلوك پيشين شرق اتفاق افتاده و هيئت حاكمه اين كشورها جاي خود را به حكومت‌هاي يكسره طرفدار غرب داده‌اند. اين تحولات با وقوع انقلاب مخملي revolution velvet در دوره ۶ هفته‌اي ۱۷ نوامبر تا ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ در چكسلواكي آغاز مي‌شود و با وقوع تحولات مشابهي به شكل زنجيره‌اي در صربستان (دو مرحله ۱۹۹۷و ۲۰۰۰) ، گرجستان (۲۰۰۳)، اوكراين (۲۰۰۴) و قرقيزستان (۲۰۰۵) ادامه مي‌يابد .

انقلاب مخملي چيست ؟ 

در یک تعریف کلی انقلاب پروسه‌اي است كه طي آن قدرت با اعمال خشونت از يك گروه به گروه ديگر منتقل مي‌شود و قدرت به طور كامل تغيير جايگاه پيدا مي‌كند. در انقلاب‌هاي كلاسيك ساختار سياسي و حاكمان به طور حتم و كامل تغيير مي‌كنند و نهادهاي جديد سياسي، اقتصادي و اجتماعي پديد مي‌آيند. اعمال خشونت هزينه‌هاي تغيير را بالا مي‌برد و باعث ايجاد هرج و مرج در جامعه، حتي به طور موقت مي‌گردد.
اما در سال ۱۹۸۹ يك نوع تئوري جديد براي ايجاد تغييرات در نظام‌هاي استبدادي ارائه گرديد كه به انقلاب مخملي يا انقلاب زرد يا رنگي مشهور شد. انقلاب مخملين در دهه‌ گذشته توانايي آن را داشت تا نظام‌هاي كمونيستي و سوسياليستي را تغيير دهد .
در انقلاب‌هاي مخملي يا رنگي " خشونت " وجود ندارد ، يا كمتر به كار گرفته مي‌شود و بيشتر روي حركت‌هاي مسالمت‌آميز براي تغييرات سياسي تكيه مي‌گردد .

انقلاب‌هاي مخملي بيشتر در هنگام  " انتخابات " روي مي‌دهد . در كشورهايي كه انتخابات آزاد و رقابتي نداشته باشند مستعد انقلاب مخملي هستند. به اين معني كه گروه‌هاي مخالف هيئت حاكمه در موقع انتخابات كه فضاي آزاد بيشتري به وجود مي‌آيد با همديگر متحد مي‌شوند و برپايي تجمعات مسالمت‌آميز و اعتراضات گسترده با استفاده از قدرت رسانه‌اي داخلي و خارجي، به گروه حاكم كه از برگزاري انتخابات آزاد جلوگيري مي‌كنند ، اعتراض مي‌نمايند و باعث انفعال مردم مي‌شوند .
بدين ترتيب بدون توسل به خشونت ، نظام سياسي به نفع دموكراسي و مردم‌سالاري تغيير مي‌يابد كه به انقلاب مخملي يا نارنجي مشهور است.
در انقلاب‌هاي رنگي مخالفان نظام با تجمع در مقابل نهادهاي حاكميتي مثل پارلمان ، كميسيون انتخابات ، پليس و غيره اجازه تحرك و عكس‌العمل را از اين نهادها مي‌گيرند و مانع ورود نمايندگان پارلمان يا مسئولان پليس به ساختمان مي‌شوند و عملاً سعي مي‌كنند مشروعيت را از نهادهاي حاكميتي مي‌گيرند .
در كشورهاي اوكراين و گرجستان مخالفان نظام كمونيستي چند شبانه‌روز در خيابان‌ها و ميادين اصلي تجمع كردند و در قرقيزستان مخالفان مقابل پارلمان و نهاد رياست جمهوري تجمع كرده و حاكميت را وادار به تسليم كردند و ... 

یک تفاوت مهم ديگر انقلاب‌هاي مخملين با انقلاب‌هاي كلاسيك :

در انقلاب مخملين پس از وقوع انقلاب و پيروزي دمكراسي خواهان حاكمان سابق قتل‌عام نمي‌شوند به عنوان مثال در آفريقاي جنوبي پس از پيروزي مخالفان نظام ديكتاتوري، حتي يك نفر زنداني قتل‌عام نشد ولي در انقلاب‌هاي كلاسيك مثل روماني پس از پيروزي انقلابيون ، تسويه‌ حساب‌ها و انتقام‌جويي‌ها شروع شد و افراد زيادي اعدام و قتل‌عام مخملين لقب يافت .
در اكراين هم رنگ گُل‌ها و نمدهايي كه حمل مي‌شد ، نارنجي بود و تحولات اكراين به رهبري يوشچنكو به انقلاب نارنجي موسوم گرديد . گرچه اكرايني‌ها خود مايل بودند كه اسم‌ انقلابشان را انقلاب شاه بلوطي بگذارند ، زيرا درختان خيابان‌هاي كي‌يف از نوع شاه بلوط است و برگ‌هاي آنان به نوعي نماد ملي كشور محسوب مي‌شود. تحول در قرقيزستان نيز نام گل لاله به خود گرفت. گل لاله به مناسبت همزماني تحولات با فصل بهار به عنوان نماد اعتراض برگزيده شد.
الف - وجوه مشترك :
۱- در هر سه كشور، آمريكا و غرب حامي معنوي، تبليغاتي و پشتيباني‌كننده انقلاب‌هاي رنگي بود و حتي خشم روسيه مانع از اين حمايت‌ها نگرديد. براين اساس در هر سه انقلاب آمريكايي‌ها فعال و روس‌ها ناكام و منفعل بودند. در واقع منظر تظاهركنندگان، آمريكا حامي و دوست آنها و امپرياليزم تاريخي روسيه، دشمن اصلي كشور تلقي مي‌شد.
۲- هر سه انقلاب واجد وصف مسالمت‌جويانه بود .
۳- رهبران اصلي انقلاب‌هاي رنگي در هر سه كشور، پيش از تحول داراي سمت‌هاي مهمي چون صدارت يا وزارت يا نمايندگي پارلمان بوده‌اند. در واقع ميخائيل ساكوشويلي در گرجستان، يوشچنكو در اكراين و باقي اف رئيس پارلمان قرقيزستان در درون حاكميت، ژست اپوزيسيون گرفته و اداي مخالف درآوردند.
۴- در هر سه كشور، انتخاب آزاد، محمل مشترك انقلابات رنگي بود.
۵- در هر سه انقلاب، بهره‌گيري از قوميت‌ها، نيروهاي هوادار غرب، پير بودن رهبران حاكم، حمايت گسترده مالي و تبليغاتي بنيادهاي غير دولتي خارجي، وسايل ارتباط جمعي و فعاليت‌ قابل توجه NGO‌ها، كاملاً مشهود و از وجوه مشترك انقلاب‌هاي رنگي بودند.
ب - وجوه تمايز :

۱- از نظر جغرافياي سياسي، اكراين در شرق اروپا، گرجستان در منطقه قفقاز و قرقيزستان در آسياي مركزي واقع شده‌اند. براين اساس از نظر موقعيت ژئوپلتيكي،‌اكراين به مراتب در جايگاه مهمتري از گرجستان و قرقيزستان براي غرب و آمريكا قرار دارد، زيرا حلقه نفوذ آمريكا در اروپا تكميل، و به مركزيت سياسي روسيه نيز نزديك‌تر مي‌‌شود.
۲- از نظر موقعيت صنعتي و زيرساختي، جمهوري اكراين به نسبت ديگر جمهوري‌هاي شوروي سابق، بعد از فدراتيو روسيه در مقام دوم قرار دارد. اين ويژگي‌ وزن تحول در اكراين و ميزان تأثيرگذاري سياسي - اقتصادي آن را افزايش مي‌دهد.
۳- از نظر ويژگي‌هاي جمعيتي، مردم گرجستان و اكراين مسيحي‌ و از نژاد سفيد هستند. اين در حالي است كه مردم قرقيزستان مسلمان و از نژاد زرد محسوب مي‌شوند. براين اساس همگرايي و پيوندهاي تاريخي و ديني بيشتري ميان مردم گرجستان و اكراين با غرب وجود دارد.
۴- از نظر سرعت تحولات نيز، كشمكش‌هاي سياسي در گرجستان و اكراين زمان برتر بوده است. به علاوه كادر رهبري در اين دو كشور، با وجود تحولات سياسي و خروج از قدرت در كشور ماندگار شدند. اما شتاب تحولات در قرقيزستان بسيار سريع‌ بود و رهبري سابق به روسيه گريخت.
ج - ويژگي‌ها :
تمامي دگرگوني‌هاي سياسي كه از آن‌ها با نام انقلاب‌هاي رنگين ياد مي‌شود، واجد ويژگي‌هاي پيوسته و همگون در علل و شكل تحولات مي‌باشند، نظير:
۱- همگي آن‌ها بجز قرقيزستان بدون استفاده از ابزارهاي خشونت‌آميز و طي راهپيمايي خياباني به پيروزي رسيدند.
۲- تمامي اين تحركات با شعارهايي مبتني بر دموكراسي خواهي و ليبراليسم انجام گرفتند.
۳- نقش دانشجويان و نهادهاي غير دولتي (NGOs) در بروز آن‌ها پررنگ بود.
۴- تحركات انقلاب به طور مستقيم يا غير مستقيم مورد حمايت آمريكا و اروپاي غربي بود.

نمونه‌هايي از انقلاب‌هاي رنگين : 

* انقلاب پنجم اكتبر : در 5 اكتبر 2000 (ميلادي) اسلودان ميلوشوويچ رئيس جمهور وقت صربستان در ميان تظاهرات و اعتراضات صدها هزار نفر در بلگراد مجبور به استعفا شد.
* انقلاب گُل رُز :  پس از تقلب گسترده در انتخابات پارلماني گرجستان در سال 2003 (ميلادي)، اعتراضات عمده مخالفين ادوآرد شواردنادزه به رهبري ميخائيل ساكاشويلي آغاز شد و در 23 نوامبر همان سال منجر به كناره‌گيري شواردنادزه از قدرت و آغاز حكومت ساكاشويلي (با لقب دن كيشوت گرجستان) شد.
* انقلاب نارنجي : مسموم شدن ويكتور يوشچنكو در جريان مبارزات انتخاباتي چهارمين دوره انتخابات رياست جمهوري اوكراين در سال 2004 (ميلادي) و احتمال دست داشتن ويكتور يانو كوويچ رقيب سرسخت يوشچنكو در اين قضيه آتش انقلاب نارنجي اوكراين را برافروخت، پس از 6 روز تظاهرات حاميان يوشچنكو پارلمان اين كشور نتيجه انتخابات را (كه يانو كوويچ نامزد مورد حمايت روسيه را برنده اعلام مي‌كرد) مخدوش و ملغا اعلام كرد و با برگزاري دوباره انتخابات ويكتور يوشچنكو با كسب 52 درصد آرا قدرت را در دست گرفت.
* انقلاب گُل لاله : انتخابات پارلماني 27 فوريه 2005 (ميلادي) در قرقيزستان پس از تعطيلي برخي روزنامه‌ها و ايستگاه‌هاي راديويي مخالفين انجام گرفت كه در جريان آن حاميان عسگر آقايف به پيروزي چشمگير و قاطعي دست يافتند، در پايان دور دوم رأي‌گيري در 13 مارس سازمان امنيت و همكاري اروپا روند انتخابات را با نقايص فراوان توصيف كرد در حالي كه سازمان دولت‌هاي همسود (نزديك به روسيه) رأي‌گيري را آزادانه خواند.
نخستين اعتراضات به روند برگزاري انتخابات از شهرهاي جنوبي كشور آغاز شد ،  21 مارس 2005 آقايف تحت فشار افكار عمومي دستور بررسي تخلفات احتمالي را صادر كرد و در روز 24 مارس در جريان نخستين راهپيمايي بزرگ مردمي در بيشكك (پايتخت)، دولت با حمله مردم به ساختمان اصلي‌اش سرنگون شد و آقايف به همراه خانواده‌اش با يك بالگرد به قزاقستان و سپس به روسيه گريختند و انقلاب گُل لاله كه به واسطه وقوع‌اش در فصل بهار اين عنوان را برخود داشت به پيروزي رسيد .
.
.
و انقلاب ناکام جلبکی ( یا همان سبزهای طرفداران موسوی ) در مملکت امام زمان (عج) !!!!
.
.


پروردگارا به حق حضرت بقیةالله الاعظم (عج) روحی فداه ؛ دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ، دشمنان حضرت آقا مقام معظم رهبری ، دشمنان و خائنین به تفکر امام راحل (ره) و خون شهدا اگر قابل هدایت نیستند ، نیست و نابود و رسوا و منکوبشان بفرما .... آمین یا رب العالمین .

|+|
بندرگز . کربلایی مورخ پنجشنبه 16 مهر1388 ساعت 13:58
آفت ... 

آفتی بنام " دوست دختر و دوست پسر !!! "

عکس تزئینی است ..

عجله نکنید دوست عزیز ؛ شاید عنوان این پست در فضای این وبلاگ در نگاه اول تا حدی نامأنوس جلوه کنه ؛ اما یه حس پنهانی به من میگه نباید مث خیلی از مسائل دیگه فورا  " صورت مسأله " رو پاک کنیم !
در صورتی که هم بنده و هم شما به وضوح شاهد رخنه پنهان و آشکار انواع معضلات اخلاقی در خانواده ها ( اعم از خانواده های پایبند به مذهب و چه بسا قشر معتقد و متدین ...) هستیم .
در اين پست ميخوام راجع به یکی از خطرناکترين آفاتي که جوانان ما رو تهديد ميکنه صحبت کنم . آفاتي که مانع رشد وشکوفايي استعداد هاي جوانان است .
از جمله اين آفات مي تونيم به همنشين ناشايست ، بيکاري ، اعتياد ، روابط پنهاني دختران و پسران  ، جاذبه هاي جنسی و ... اشاره کنيم .
اما امروزه یکی از بزرگترین معضلات مبتلابه نسل جوان ما روابط پنهاني دختر و پسر بوده که اثرات منفی بسیار مخربی را بر آینده این سرمایه های کشور خواهد گذاشت .
این آفت که از جمله اثرات تهاجم و شبیخون فرهنگی دشمن به شمار میره امروزه به نحو بسیار چشمگیری در بین خانواده ها و نسل جوان مملکت ما نفوذ کرده بطوریکه قبح و زشتی این عمل در حال از بین رفتنه و خانواده ها با نوعی تساهل و تسامح سعی در پاک کردن صورت مساله دارند و یا به نوعی در حال کنار آمدن با موضوع هستند و بدبختانه این نوع ارتباطات را نشانه تجدد و فرهنگ و به وقل خودمونی ها " کلاس " تعبیر میکنند .
غافل از اینکه حکایت " آتش " و " پنبه " را حتی کودکان هم به خوبی درک میکنند !!
انسان داراي نيازهاي مختلف زيستي، اجتماعي، عاطفي و شناختي مي باشد. او نيازمند خوردن، آشاميدن و تعامل باديگران است. اين تعامل در پي پاسخ به سوال هاي شناختي خود است و بالاخره مهمترين نياز انساني محبت کردن و مورد محبت واقع شدن است. برخي از روانشناسان با بررسي نيازهاي مختلف بشري و سطح بندي آن بر تامين نيازهاي عاطفي در دوران نوجواني و جواني تاکيد فراوان دارند.
    اما مسئله اي که در اينجا مي تواند مطرح باشد. تامين نيازهاي عاطفي از طريق رابطه با جنس مخالف است که اصطلاحا در جامعه ما از آن با نام “دوست دختر” و “دوست پسر” ياد مي کنند.
    مقصود از دوستي هاي دختر و پسر رابطه اي نسبتا صميمانه و گرم و پنهاني که از طريق ديدارهاي مخفيانه و رد و بدل کردن هديه يا برقرار ساختن ارتباط تلفني بين دختر و پسر ايجاد مي شود.
    اين دوستي ها داراي ويژگي ها و پيامدهايي است که عمدتا پيامدهاي آن مي تواند متوجه دختران باشد.
    در اين پست سعي مي کنيم برخي از اين ويژگي ها و پيامدها را بررسي کنيم.
    ويژگي ها
    ۱- در اين نوع روابط عاطفي معمولا پسران با دختران طرح دوستي مي ريزند. 
    ۲- اين گونه دوستي ها به صورت پنهاني و دور از چشم خانواده و آشنايان صورت مي گيرد. 
    ۳- به دليل مخفي بودن اين روابط دختر و پسر براي ملاقات يا برقراري ارتباط با يکديگر انرژي و وقت زيادي به منظور طرح ريزي و فراهم آوردن مقدمات صرف مي کنند. 
    ۴- معمولا اين دوستي ها بدون مانع و با سرعت انجام مي گيرد. 
    ۵- در اين نوع روابط دوستان نقش بسزايي در به وجود آمدن اين روابط دارند. 
    ۶- انگيزه داشتن روابط معمولا نامشخص مي باشد، اما آن انگيزه اي که معمولا در بين پسران رايج است، اين است که پسران داشتن دوست دختر را يک قدرت فردي واجتماعي براي خود تلقي مي کنند و دختران نيز داشتن دوست پسر را يک جاذبه فردي واجتماعي براي خود به حساب مي آورند. به همين دليل در بين افرادي که اين افکار وجود دارد نداشتن دوست دختر يا دوست پسر نوعي بي عرضگي به حساب مي آيد.
    ۷- تقريبا تمام پسران به دوست هاي دختر خود وعده ازدواج مي دهند و دختران نيز در تخيل ازدواج با دوست پسر خود را در ذهن مي پرورانند و اما از آنجا که اين تخيلات براي دوري از اضطراب و نزديک شدن به هنجارهاي جامعه صورت مي گيرد اما در اغلب موارد به دليل مخالفت خانواده ها به دليل ناپختگي دختر و پسر جامه عمل نمي پوشد.
    پيامدهاي اين روابط
    پيامدهاي اين روابط به دليل لطافت روح و حساسيت اجتماع بر روي دختران بيشتر متوجه دختران است. در اينجا به برخي از اين پيامدها اشاره مي کنيم:
    1- اطمينان خاطري که دختران و پسران در برقراري اين دوستي ها به دنبال آن هستند زياد طول نمي کشد و آنان مي بينند که اين اطمينان خاطر به قيمت از دست دادن بسياري از اطمينان خاطره هاي ديگر به دست آمده است، وجود اضطراب مستمر در درون اين گونه افراد از جمله عوامل مهم در سلب اطمينان خاطر آنهاست که باعث قطع اين روابط مي شود.
    2- عمر اين دوستي ها بسيار کوتاه است و آنچه که در پي آن باقي مي ماند تعارض فکري واحساسي دختران و پسران است در اين زمينه تعارض و احساس از دست دادن ارزشمندي و شرافت خويش از جمله آسيب هايي است که دختر بايد آن را تحمل کند.
    3- در موارد اندکي که دختران وعده ازدواج پسران را جدي مي گيرند، آنها را از پذيرفتن ازدواج با ديگري باز مي دارد، در زماني که دختر در اثر فشارهاي اطرافيان در مورد ازدواج با ديگري قرار مي گيرد تعادل روحي و رواني خود را به نحو چشمگيري ازدست مي دهد، در اينجا دختر بايد فشار روحي و رواني زيادي را تحمل کند، اما در مواردي که دختر به ازدواج با ديگري تن مي دهد، همواره بايد فشار رواني فراواني را تحمل کند، که نکند زماني همسرش به رابطه هاي او در دوران تجرد پي ببرد. چنين افرادي از اين رابطه ها به عنوان تلخ ترين زمان زندگيشان ياد مي کنند.
    و اما راهکار :
    دختراني که اين تجربه تلخ و ناگوار را دارا مي باشند غالبا نمي توانند چنين تعارضي را تحمل کنند. در اين هنگام دست نياز به سوي معلم يا مربي خود دراز کرده و از او کمک مي خواهند به چنين افرادي توصيه مي شود که در جايگاه مشاور اين گونه دختران را ابتدا از طريق بازگشت به سوي خداوند و طلب مغفرت واستدعاي پرده پوشي از خداوند اميدوار سازند و از اين طريق حرمت و شرافت شخصيتي وي را براي او بازسازي کنند. به دختران در مورد نحوه ساختن آينده خويش وايجاد کانون گرم خانواده مبتني بر عفت وپاکدامني و صداقت توصيه هاي لازم را بکنند.
    به او بفهمانند که او مي تواند با پرورش فرزنداني صالح و پاکدامن گذشته خود را جبران کنند. 

    نکته آخر
    وظيفه همه پدران و مادران است که در دوران جواني و نوجواني به دختران و پسران خود محبت کافي داشته باشند تا اينکه آنها براي ارضاي اين احساس به افراد غير پناه نبرند وسنگ بناي زندگي آينده خود را سست و مخرب نسازند .
.
.
در ضمن چنانچه در رابطه با این پست سوال و یا ابهامی برای دوستان بزرگوار وجود داره بنده آماده پاسخگویی هستم ( البته نه در قد و قواره نظر روانشناسانه !!! بلکه با توجه به مطالعات و مشاهدات و تحقیقات میدانی که از طرف ... انجام دادیم ) و اگر بحث کارشناسانه و دقیقتر در رابطه با شناخت ریشه ای این آفت دامنگیر ( بعضاً آقایون مذهبی ) خواستید میتونم شما رو به کارشناسان امر ارجاع بدم

.
حق نگهدار و التماس دعا .

|+|
بندرگز . کربلایی مورخ شنبه 11 مهر1388 ساعت 11:19
هشتم شوال ... تخریب قبور ائمه بقیع 

بقیع ؛ شانه ای برای گریستن

بقيع چقدر زخم بر شانه داري !
كوچه‌هايت چقدر دلتنگ‌اند !...
محله بني هاشم‌ات كجاست ؟
بيت الاحزان فاطمه كو ؟
که هر چه مي‌گردي پيدا نمي‌كني 
وقتي مي‌فهمي اثري از آنها باقي نگذاشته‌اند و همه را با خاك يكسان كرده‌اند
گلويت پر مي‌شود و جانت را گويي در آتشي افكنده‌اند 
آتشي شعله‌ور كه بيش از هر چيز به سينة تو مي‌ماند
و تو آكنده‌اي از آب و آتش ، آتشفشاني گدازه‌ريز !

اندوهناك و بي شكيب ، در خويش مويه مي‌كني
کنج خلوتي میخواهي تا به اندازة ابرهاي جهان بباري ...
چون پروانه‌اي در آستانة آتش گرفتن ، مهياي سوختني
چشم در چشم آسمان دوخته‌اي تا ستاره‌اي در نگاهت بسوزد ...
چه اندوه تازه‌اي مي‌بارد
در مدينه فقط به يك چيز مي‌انديشي ؛ غربت!

جــلـوه جـنـت به چـشم خـاكيان دارد بـقـيـع
يــا صــفـاي خـلــوت افــلاكـيــان دارد بـقـيـع
مـي تـوان گـفت از گـلاب گـريـه اهـــل نـظر
صــد هـزاران چـشـمـه آب روان دارد بـقـيـع
گـر چـه مي تابد بر او خورشيد سوزان حجاز
از پـــر و بــال مــلائـك ســايـبـان دارد بـقـيـع
قـرن ها بگـذشـته بر ايـن ماجـرا اما هــــنوز
داغ هـجـده سـاله زهراي جوان دارد بـقـيـع
خــفـتـه بـين مـنبـر و مـــحرابي امـا بـاز هم
از تــو اي انســيه حــورا نشـان دارد بـقـيـع
راز مــخفي بودن قـــبـر تـو را بـا مـا نـگفـت
تابه کي مهر خموشي بر دهان دارد بـقـيـع
شب كه تنها ميشود با خـلوت روحاني اش
اي مـــديـنـه انـتــظـار ميــهمان دارد بـقـيـع
شب كه تاريك است و در بر روي مردم بسته است
زائـري چــون مــهــدي صاحــب زمــان(عج) دارد بـقـيـع

...

|+|
بندرگز . کربلایی مورخ دوشنبه 6 مهر1388 ساعت 20:42
کجا ؟؟ 


این کجا و آن کجا ...

گریه های نیمه شب از خوف خدا کجا و خنده های بی خیالی و مستانه ی امروزی کجا !

بدن سوراخ سوراخ شده و قطعه قطعه شهید کجا و بدن خالکوبی شده و... کجا !

فریاد یا حسین زیر بمباران شیمیایی کجا و نعره ی مستانه از شب نشینی ها کجا !

تکه تکه شدن بدن شهید به وسیله ی خمپاره کجا و از پا در آمدن توسط هوا و هوس کجا !

سوز عطش توپ و تانک کجا و گرما و شعله ی سیگار و دخانیات و سیخ و... کجا !

لباس خاکی و بی ریای بسیج کجا و شلوار تنگ و آن چنانی کجا !

سوز و سرما و برف کردستان کجا و سوز و سرمای زمستان در کوچه ها از بی خانمانی کجا !

جنون و موج جبهه کجا و مستی شراب و الکل و ... کجا !

گریه ی افتخار مادر شهید از خبر شهادت فرزندش کجا و گریه ی ننگ خانواده ی معتاد از شنیدن مرگ او کجا !

تلفات سه هزار مجروح عملیات والفجر کجا و مبتلا شدن هزار نفر به ایدز و ... کجا !

احیا گرفتن و شب زنده داری کجا و شبگردی و الواتی و تا صبح پای فیلم مبتذل و... کجا !

اسارت چندین ساله ی اسرای جنگ کجا و اسارت صد ساله و در بند هوی و هوس بودن کجا !

و خلاصه خلسه مجنون کجا و خفته جنون کجا !

شهید کجا و پلید کجا !

نماز بی ریا کجا و فریاد بی صدا کجا !

این کجا !

و آن کجا !

.
.
محتاجم به دعا ///

|+|
بندرگز . کربلایی مورخ یکشنبه 5 مهر1388 ساعت 20:14
شهادت ، آرزوی دیرینه ... 




شهادت ؛ آرزوی دیرینه ...

چه زیبا فرمود رهبر عزیزم حضرت آقا که :

راه را با ستاره ها (شهیدان) میتوان پیدا کرد ؛ همین حالا دارند نورافشانی میکنند .

و اینچنین دیگر تکلیف بر من و امثال من که برای رسیدن به آرزوی دیرینه خویش میسوزیم تمام شد .

و باز به فرموده حضرت آقا دیگر تنها دل را باید صاف کرد ، اگر آنروزها دروازه ای برای شهادت داشتیم

و اینروزها معبری تنگ ... هنوز برای شهید شدن فرصت هست .

یادش به خیر یه جایی روی یه دیواری با خط خوش نوشته بودن :

شهادت نردبان آسمان بود

اما بقيه‌اش را ننوشته‌ بودند ، دلم مي‌خواست همونجا فریاد بزنم :
.
.
.
 چرا برداشتند اين نردبان را؟!

میدانیم شهدا زنده‌اند؛ آنها زنده‌اند و خيلي از ماها مرده‌ايم

عادات ما را کر و کور و لال کرده است

به قول آويني عزیز : آنها (شهدا) مانده‌اند و زمان ما را با خود برده است

اینقدر در این دوره و زمونه سوژه برای دلتنگ شدن هست و اینقدر شبانه روز بی حرمتی به راه و یاد شهدا رو میبینیم که هر کدوم برای هزار بار مردن و از خدا طلب شهادت کردن و رسیدن به یاران سفر کرده کفایت میکنه . شاعر چه جالب حرف دلم و زده :

در اين سراي دلـم تنگ شد ، خوشا پر و بالـي

کـجـاسـت پنجره باز و دلگشاي شـــهــادت ؟





التماس دعا

|+|
بندرگز . کربلایی مورخ سه شنبه 31 شهریور1388 ساعت 11:39
روز قدس ... 

روز قدس روز اسلام است



سناريو آشوب روز قدس توسط جلبکها(جنبش سبز)


روز قدس  .... امام خميني وقتي انقلاب عظيم اسلامي رو راه انداخت .... مهمترين هدف و اصلي ترينش اين بود که مظلومان جهان و مستضعفان جهان رو از زير ظلم بياره بيرون .... در راس اون ها هم فلسطين ... وقتي فرمودن که مسئله فلسطين مسئله اول جهان اسلام است .... يعني ديگه مثل ۲۰سالي که اسرائيل زد و خورد و هيچ کس هيچي نگفت نيست .... امروز پرچم دار حقوق بشر ... حقوق مردم ... نه حقوق سرمايه داران .... جمهوري اسلاميه .... ديگه اسرائيل نميتونه هر کاري خواست بکنه ... اول ايران مقابلش قد علم کرد ... نتونست حرف بزنه به ايران ... ايران به لبنان کمک کرد ... ۳۰ روزه شکستش داد .. ايران و لبنان به فلسطين کمک کردن .... ۲۲ روزه غزه در اومد از زير بمب و آتش .... اقتدار يعني اين .... قدرت ايمان وارد معادلات جهاني شد .... جيمي کارتر آخرين روزاي عمر سياسيش گفت من از هيچ چيزي نترسيدم به جز اون جوون ايراني که سر بند الله اکبر ميبنده و الله اکبر گويان سمت ما حمله ميکنه .... اونو با هيچ سلاحي نميشه از پا در اورد ... بسيج ايران که امام پايه ريزي کرد ... الگويي شد براي ملت هاي مسلمان زير بار ظلم ... و تونستن قهرمان بشن .... مقدمه بود برا روز قدس .... حالا ....


امسال روز قدس با سالهای گذشته خيلي فرق داره .... بعد از جريان بعد انتخابات که توسط دشمنان نظام و همکاري مستقيم و غير مستقيم نخبگان داخلي پيش اومد ... دشمن ما رو حريص کرد ... به قول آقا فک کردن اينجا گرجستانه .... يک ماهه ميشه که شروع کردن به برنامه ريزي براي روز قدس ... حجم تبليغاتشون بسيار زياده .... من چند ساله تو نتم ... برا هيچ مراسمي اين حجم تبليغ رو نديدم ... هيچ مراسمي ... ميشه گفت ته ته زورشونه .... بهتون بگن .... چيزايي که خبر دار شديم ... از خارج از کشور ( من کانادا رو ميدونم ) ... از خيلي از شهرستانا ( تبريز و اصفهان و مشهد) ... دارن ميان تهران ... جمع شدنشون تهرانه ... ولي تو باقي شهرستانام هستن ... کلا هر چي بشه بدونيد آخرين زور سبزاس .... و خفن ترين زورشون .... حدود صد ها پوستر و فيلم . کليپ درست کردن ... کلي شعار اماده کردن ..... خلاصه حضور همه ايران جمعه تاييدي ميشه بر حکومت حاضر يا به قول خودشون دولت کودتا ....
حالا چند تا برنامه دارن براي بهر برداري سياسي از عظمت ملت  ... يکيش که خيلي مهمه از اين جهت که ميخوان درگيري مردمي درست کنن و بايد مردم هوشيار تر بشن ميگم .... اينا يه عدشون مامور ميشن با جمعيت سبز نباشن ... مچبند سبز يا پرچم دارن ... ميرن تو جمع مردم عادي نشون ميدن .... يه اعتراض کوچيکي بهشون بشه از طرف مردم ... دعواي شديد درست ميکنن يا گاز اشک آور ميزنن و فرار ميکنن .... اين يکيشه ....
دوميش سه تا مسير رو مشخص کردن ... اول ميدون انقلاب ... دوم ميدون وليعصر ... سوم تقاطع ولي عصر و انقلاب .... ساعت 9 قراره بيان اين سه نقطه جمع شن ... و برن جلوي صف راهپيماي که برن تو دانشگاه ... نميدونن که صبح کل صبح يه عده ميرن ميشينن تو دانشگاه نميان راهپيمايي .... و ميرن جلوي صف با ايست و اينا جلوي حرکت جمع رو ميگيرن و مردم رو وادار به واکنش ميکنن ....

تو چند تا از سايتاشون اينو نوشتن :

« حکومت ناچار است با تکيه بر چنين ديوار سستي، و به اميد اينکه بتواند اين جمعيت مصنوعي را به دنيا نشان دهد، ناچار است نيروهاي گارد و ضدشورش را کاملاً از منطقه خارج و در حاشيه نگاه دارد. عدم حضور واحدهاي گارد ويژه بطور مستقيم و در خيابانهاي اصلي، سبب مي شود تا آنها قادر به جلوگيري از شکل گيري هسته هاي اوليه تظاهرات نباشند و پس از اينکه تظاهرات مخالفين شکل گرفت و انبوه شد، مقابله با آن غير ممکن مي گردد »

.... به اين دوستان سبز يواشکي ميگم ... بسيجيا از قبل سحر تو منطقه هستن .... با لباسم ميان ... متر به متر خيابون تو ميادين اصلي همه جا هستن ... ما از نشون دادن بسيجي نميترسيم ... از اين ميترسيم که مردم رو وسيله مظلوم نمايي خودتون کنيد ... همنظور که قبلا کردين ... از شهداي زنده بگير تا کسايي که طبيعي مردن و شدن شهداي شما .... مردم هم همپاي بسيج جلوتون وايميسن ... جالبه تو اکثر نوشته هاشون مردم رو رباط هاي حکومت تعبير ميکنن و بسيجيان رو تنها قشري ميدونن که جلوشونن .... ياد يکي از سايتا ميافتم که نوشته بود ... دين ماده مخدري که ۹۸ درصد مردم ايران رو خمار کرده ....
اينم نوشته بودن بعضيا :

« تمام تلاش حکومت بر اين خواهد بود که تا قبل از برگزاري نماز جمعه درگيري و خشونتي بوجود نيايد، زيرا به بهره برداري تبليغاتي از سخنراني قبل از خطبه ها و نيز خطابه نماز جمعه احتياج دارند. ما هم از عدم خشونت استقبال کرده و با آرامش و مسالمت، شعارهاي خودمان را سر خواهيم داد»
 

بازم در گوشي تواسه سبزا میگم .... شما شعار که هيچي يه پرچم سبز بيارين بالا ... يه شعار عليه حکومت و دولت بدين ... ما هم لطف ميکنيم براي تحقيق بيشتر از اينکه ببنيد تو زندانا چيکار ميکنن ميفرستيمتون تور بازديد از کهريزک و اوين .... الان رنگ سبز نمار براندازي حکومته .... همه جهان هم فهميدن که سبز شده نماد براندازي حکومت ايران ..... برا همين با کمترين تحرکي ميفرستيمتون تور بازديد ... مجاني مجاني .. شام و ناهارم مجاني ... سازمان از اين باحالتر ديده بودي ؟؟؟ ...
اينم متن هم باحاله

« بخش جنگ رواني ستاد کودتا تلاش دارد تا با ايجاد وحشت در مردم، آنها را از شرکت در راهپيمائي ترسانيده و خانه نشين نمايد. واقعيت اين است که بخشي از مردم با وجود وفاداري به آرمانهاي جنبش سبز، بيشتر تمايل دارند در راهپيمائي مسالمت آميز شرکت نمايند. با مراجعه حضوري به مردم به آنها توضيح دهيد که سرکوبي در کار نبوده و راهپيمايي آرام، و بدون خشونت خواهد بود ......... با توجه به اينکه هيچگونه برنامه سرکوبي براي روز قدس وجود نخواهد داشت ، سبزها بايد با تمام علائم و امکانات سبز به ميدان بيايند»
يک هفتس صدا و سيما داره داد ميزنه بيايد روز قدس ... نميدونم شبکه خارجيا ميگه نياييد ؟؟ ... همه دارن دعوت ميکنن بعد ميگي تهديد ميکنن به خونه نشيني ؟؟؟ ... آخه کورکورانه راه رفتن تا کجا ؟؟؟ .. بازم در گوشي ... سرکوب توسط خود امت مسلمان ايرانه ... خودشون نفري يه چک ميخوابونن زير گوشتون ... فک کن هر نفر۷۰ ميليون چک بخوره ... دلم ميسوزه ... ولي اميدورام درگيري ايجاد نکنيد با مردم ... درگيري داريد بيايد سمت بسيجيا ... کلا ايشالله درگيري نشه ... خودتون جمعيت و عظمتشو ببينيد سبزاتون رو بريزيد تو جوب بريد پي زندگيتون ....
خلاصه فک نکنم ديگه از اهميت اين روز نگفته باشم ... به نظرم حضور توش الزاميه برا هر ايراني ... تو دهني دسته جمعي به هر چي سبزه توهم زدس ... پوستراشون ۹۰ درصدش زيرش نوشته ما بيشماريم ....
...  ياد امين آباد افتادم که به مريضاي اونجا تلقين ميکنن ميگن ما سالميم .... ما سالميم .... ياد موسوي که دو تا سفر رفت جوو گير شد اين همه هوادار تو زندگي نديده بود ... گفت من راي اوردم ... توهم زد ... سبزا هم همينطور ... بالاترين چون اکثرا سبزن .. همشون ... و ۷۰ درصد بالاترينم خارج کشورن .. فک کنم هر کس از سبزا شک کنه به حقانيتش يه تور ميفرستنش " بالاترين " يک کم دروغ ياد بگيره محکم بشه اعتقاداتش ...


پیام بصائر بندرگز :

روز قدس ، همه ملت با هم تو دهني ميزنيم به مستکبرين جهان و طوطي هاي داخلي اونها و کسايي که افسارشون دست اربابان خارجی و اونطرف آب نشینهای جیره خور استکباره .... حتي اگه اونا جزو انقلابيون سابق ما باشن ... قانون برا همه يکيسانه ... فرقی بین جلبک ها !!! و سر دسته شون آقاي م .م باسایر م. ه يا م . ک ... يا م . م .... نیست .

وعده ما ؛

صفوف بهم پیوسته راهپیمایی روز جهانی قدس

|+|
بندرگز . کربلایی مورخ پنجشنبه 26 شهریور1388 ساعت 10:19
بغض نشکفته ... 

بغض نشکفته ...

پیشانی‏ات امشب مروارید باران است، پدر !

همه می‏آیند و می‏روند. تو گاهی به هوشی و گاه از اثر زهر ، در اغما

چشمان همه خیس است

حالا که در بستری ، همه آمده‏اند ؛

حالا که ساعت به ساعت و لحظه به لحظه ، رنگ پریده‏تر می‏شوی

کاش لب می‏گشودی و چیزی می‏خوردی تا جانی به تنت دهد

من بی‏قرارم پدر ، تسکینم باش ، مثل همیشه

پدر جان! چرا بی‏تابی ؟ از یادم نمی‏رود پسر ملجم ،

هنگامی که در جواب خواهرم ام کلثوم که از سلامت شما پرسیده بود و چهره ناامید طبیب را پاسخ گرفته بود، گفت : من این شمشیر را به هزار درهم خریدم و به هزار درهم زهرش زدم ، زهری که نه تنها بر فرق پدرتان ، که اگر بر سر تمام اهل کوفه ، یک‏جا وارد می‏شد ، همه به یک آن هلاک می‏شدند . مطمئن باش ، پدرت دیگر نمی‏ماند ...

زبانت لال شود گستاخ ! چگونه شمشیر کشیدی بر معنی نماز ؟

تو بر خود نماز شمشیر کشیدی ؛ بر حقیقتش ، بر نهایت کمال 

چگونه جسارت می‏کنی و نام نماز مجسم را به لب می‏رانی ؟

پدر جان ! چشمانت را باز کن . با من ، با دخترت حرف بزن ؛

دختری که بدون پدر می‏میرد.

من بی‏قرارم پدر ؛ بی‏قرارم به بی‏قراری‏ات.

تو تکیه‏گاه منی بعد مادر ؛ تکیه‏گاهم بمان.

می‏دانم پدر جان، می‏دانم که تو آسوده می‏شوی ، آرام می‏گیری ؛

خودت گفتی ، همین چند دقیقه پیش ، وقتی همه اهل خانه را فرا خواندی ؛

اما زینب چه کند ؟ پدر! تو در بستر هم تکیه‏گاهی .

کلامت چه آرام کرد بی‏تابی‏مان را ! چه تسکین بخشید شانه‏های لرزان‏مان را !

فرمودی: مثل من ، مثل آن کسی است که در تاریکی دنبال آب می‏گردد و ناگاه به آن می‏رسد. مثل من مثل عاشقی است که به معشوق خود رسیده است و مسرور است .

آری! خودت گفتی که شعف تو نیز همانند آن عاشق و یابنده است. اما پدر ، جانم فدایت ، پس زینب چه...؟ چشم‏هایت را نبند .

زینب را بیش از این بی‏تاب مکن .

پیاله شیری را که به لب‏هایت چسبانده‏ام، بنوش و باز با من سخن بگو که به صدایت محتاجم. پدر جان! چشم باز کن، آخر، زینب، بی‏تو چه کند ؟

امشب احساس فوران دارم.

آتشفشان قلبم ، یک‏دم آرام نمی‏گیرد و گداخته‏های درونم را از دیدگان بیرون می‏ریزد .

چه بی‏تابم، گاه، نگاه روزنه‏ای در مردمکانم می‏شکفد و گاه به قهقرای خاموشی می‏دود .

زمان بر گرده‏ام سنگینی می‏کند .

دستانم در سمت عقربه‏ها تکرار می‏شوند و گام‏هایم پر از تکرار گشته‏اند، مثل کودکان یتیم کوفه.

کسی دیگر نوید صبح نمی‏دهد .

چاه‏ها پر از انعکاس دردند و فقط تنهایی است که همراه همه یتیمان کوفه شده است .

کودکان ، کاسه‏های شیر در دست و قرص‏های نان بر کف می‏آیند و می‏ایستند در صف انتظار که مولایشان جرعه‏ای از آن شیر بنوشد

آه ، مولایم ! چه سکوت عمیقی کوفه را فرا گرفته است 

این یتیم همواره زمان را دریاب !

علی علیه‏السلام ! کجاست دست نوازشت که محتاجانت به صف ایستاده‏اند ؟

اندوهگینم و هیچ پدری نیست که دستش بر شانه من باشد

نخل‏ها چشم انتظارند و چاه‏ها گوش به تو سپرده‏اند .

شاید نوایی از تو به گوش برسد. افسوس! صدایی از تو نمی‏آید و آهی از تو مرهم دل چاه‏ها نمی‏شود .

.
.
.
التماس دعا دوست عزیز .

|+|
بندرگز . کربلایی مورخ چهارشنبه 18 شهریور1388 ساعت 23:5
شب قدر 

شبهای قدر را قدر بدانیم ...

. سلام بر شب قدر ، شبي که برتر است از هزار ماه، و در فضيلت آن همين بس که شب نزول آخرين کتاب آسماني يعني قرآن شريف است.
  .  سلام بر شب قدر، شبي که برتر است از سي هزار روز، و چه بسيار سفارش شده است بر شأن و درک اين شب، شگفت که شب تقدير است و نزول ساکنان آسمان بر زمين ، به امر پروردگار يکتا، پروردگاري که شاهد و عادل، حکيم و حاضر، و باقي و بخشايشگر است .
    شب قدر، آيت ديگري است بر عظمت و کرامت رمضان ، ماه خدا ، ماه نيايش و شب زنده داري، و ماه آمرزش و سوزنده گناهان .
  .  شب قدر ، شب محاسبه و ميزان است ، شب کارنامه و سرنوشت ، شب استغاثه و استجابت، و شب دلدادگي و تمناست به ساحت مقدس حضرت دوست .
  .  شب قدر هنگامه خدا را خواندن است و در اين مجال به خلوت نشستن و دل سپردن به نيايش جاودانه جوشن کبير، نيايشي که ارمغان جبرئيل بر خاتم رسولان است و مزين به هزار اسم پروردگار عالميان، و در آن ميان اسم اعظم حق تعالي است که گشاينده و امان آور است و هستي بخش.
  .  شب قدر ، شب مناجات است و فرصتي است براي انديشيدن در احوال خويش و شتافتن به سمت سپيده رهايي از هر آنچه غير خداست، و مناجات پل پيوند آدمي با آسمان است، آسماني که عرصه پرواز است.
   . شب قدر را بايد قدر دانست که شبي است لبريز از رايحه آشناي گل نرگس، و چه نيکوست دل سپردن به ياد مولاي آئينه ها و اميد منتظران.
  .  هيچ سحرگاهي همانند سحرگاه نوزدهم رمضان ، راز آلود و شگفت نيست. سحرگاهي که محراب مسجد کوفه به خون مطهر امام العارفين آغشته شد و فرياد : “ سوگند به خداي کعبه که رستگار شدم” سکوت سحرگاهان را شکست .
  .  سحرگاه نوزدهم رمضان پايان فصل پر برکتي بود که ديگر هيچ گاه تکرار نشد و سجاده گلگوني که بر محراب گسترده مانده بود، شهادت مي داد که خورشيد عدالت، ديگر هرگز آنچنان رفيع و شکوهمند، بر بلنداي آسمان نخواهد دميد و هيهات از اين مصيبت عظما، مصيبتي که آفريده جهل و عصبيت بود و شمشير زهرآلود ابن ملجم مجري آن .
   . هيچ سحرگاهي همچون سحرگاه نوزدهم رمضان ، ابري و باران آلود نبود و نخواهد بود ، که در اين سحرگاه خونين ، فاجعه اي به وقوع پيوست که زمين و آسمان را لرزاند و چشمان تمام ملائک را به اشک نشاند . فاجعه اي که داغ آن هرگز التيام نخواهد يافت و حسرت آن هيچ گاه گريبان بشريت را رها نخواهد کرد.
    . در سحرگاه نوزدهم رمضان جنايتي توسط شقي ترين آدميان به اجرا درآمد که حتي اهرمن را جرات چنين جسارتي نبود، جنايتي که مسير تاريخ را دگرگون کرد، و بستري شد براي بر مسند نشستن جاهليت.
   .  سحرگاه نوزدهم رمضان سرشار از معنويتي سترگ است و دل ها به ياد مولاي متقيان، زائر مسجد کوفه است و آن سحرگاه آکنده از رايحه آسماني شهادت، و يادآور لحظه هاي آسماني نيايش اميرمومنان، که دوستدار نيايش و نيايشگران بود، که نيايشگران مجاهدان با نفسند و مقربان درگه حضرت حق .

.
.
التماس دعا از همه دوستان بزرگوار در این شبهای مناجات ، تضرع و بندگی

|+|
بندرگز . کربلایی مورخ دوشنبه 16 شهریور1388 ساعت 22:48
میلاد امام مجتبی(ع) 

آیینه دار کرامـت

ماه به نیمه رسیده است و درهای رحمت به روی جهانیان باز است

فراوانی رحمت و نعمت است و جان‏ها آکنده از عشق است

ماه به نیمه رسیده است که این چنین در کامل‏ترین صورت خویش به جلوه‏گری ، دست‏افشانی میکند

ستارگان به تکاپو درآمده‏اند گرداگرد ماه

بدری در آستانه حُسن خودنمایی می‏کند

ماه تمامی که از ذخیره هستی به زمین هدیه داده شده است

حَسَن ، آینه حُسن خداوندی است

تصویر زیبایی خداوند است که در صورت خاکی نقش بسته است

مجتبی ، در آغوش پاک‏ترین مادران عالم چشم به جهان گشود و میوه قلب رسول اللّه‏ شد

آمد و کرامت را از پدر آسمانی‏اش آموخت و چراغ کرامتش را برای اهل زمین برافروخت

ثمره زندگی علی و فاطمه، پا به جهان خاکی گذاشت. خاک تا افلاک غرق نور و سرور شود

نیمه ی ماه است ؛ ماهی که درهای رحمت بر روی جهانیان گشوده شده است

آن صفت کریمانه را که در اسما و صفات ذات الهی شنیده‏ای

در ظهور و وجود مبارک امام حسن علیه‏السلام ببین !

اگر امام مجتبی علیه‏السلام را کریم اهل‏بیت می‏خوانند

بدان جهت نیست که دیگر امامان معصوم از این صفت برخوردار نیستند

بلکه از آن است که این صفت در وی به تمامیت و کمال رسیده است

و امام حسن علیه‏السلام در ظهور و بروز کرامت ، پیشی گرفته است ؛ به زبان دیگر، امام، در تجلی

صفت کرامت و بزرگواری خداوند آنچنان آیینه‏داری میکند که سزاواری این اسم اعظم را یافته است

در واقع ، خداوند تعالی در هر یک از اهل بیت علیه‏السلام صفتی از اسمای الهی خویش را شاخص گردانیده تا مردم برای رجوع ، قبله حاجات واحد و یگانه‏ای داشته باشند ؛

وگرنه ، دیگر اهل بیت علیه‏السلام نیز از صفت کرامت به دور نیستند .

چنین است که هر یک از آل اللّه‏ در صفتی بارز شده‏اند تا به واسطه آن ، بر شفاعت عالَم ، جلوه بیشتری بیابند .

از بزرگواری کریم اهل بیت علیه‏السلام به دور است که هنگام نیاز و حاجت کسی ،

کرامت خویش بپوشاند و در انعام و اکرام به او بخل ورزد .

پس دست التماس ما و دامان کریمانه او !

خدایا ! به « کریم اهل بیت » سوگند ، سایه کرامت خویش را از ما دریغ مدار !



پیشاپیش میلاد فرخنده امام حسن مجتبی علیه السلام مبارکباد .

|+|
بندرگز . کربلایی مورخ چهارشنبه 11 شهریور1388 ساعت 13:5
 

JavaScript Codes