نوشته های پیشین
درباره وبلاگ

هر که ميخواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند گر چه خواندن داستان را سودی نیست اگر دل کربلایی نباشد .
(اگه ریا نباشه) یه بـسیـجیام که ديـروز همنشين شهدا بودم و امروز حسرت به دل از فراق دوستان شهيد كه بغض گلوگير لحظههاي تنهاييست . دلگیرم از اینکه از قافـله شهدا كه به سـوي کـربـلای نـور رفـتـه جـاماندهام ... !
سالهاست که بر در بــاغ شهادت میکوبم ولی هنوز به رویم وا نشده اما تا همیشه امیدوارم برای سعید شدن در سعادتآباد شـهـدا ...
آنروزها که راه قدس برای فرزندان عاشورایی حضرت روحالله از کربلا میگذشت باب جهاد اصغر برویم بسته بود اما حالا که اصحاب اخرالزمانی حضرت سیدعلی عزم برافراشتن پرچم اسلام در انتهای افــق دارند آرزو دارم تا بلكه با جهاد اکبر در جهاد اصغر پیروز باشم ...
در دو دنيا محبتی به اندازه مـحبّت حضرت صديقه طاهـره(س) و پاره جگرش حضرتسیدالشهداء در دلـم جای ندارد و خدا میداند که امیدی به رســتـگاری ندارم مگر به افـتـخــار گدایی درب نـيمسـوخـتـه خـانــه عـلـی و فاطمه و نوکری یازده نـور پاک این زوج آسمانی ...
چشم انتظار یار غائب از نـظرم که حـضــور دارد اما ظــهـورش را مـن و ما باید بفهمیم و بخواهیم تا واقع شود ...
و مینویسم ؛ چرا که نوشتن را مرهـمی يافـتـهام برای دل پـردرد و روح آشفتهام ...
و زمزمه میکنم :
نشاط زندگیم از عــنایـت زهـــــراست
صراط بندگی مـن طـریـقت مــولاست
رسـالتـي كه حوالهست بهر نـوكـريام
رسيده از طرف شاه عشق ثارا...ست
ياحـق و التماس دعا
(اگه ریا نباشه) یه بـسیـجیام که ديـروز همنشين شهدا بودم و امروز حسرت به دل از فراق دوستان شهيد كه بغض گلوگير لحظههاي تنهاييست . دلگیرم از اینکه از قافـله شهدا كه به سـوي کـربـلای نـور رفـتـه جـاماندهام ... !
سالهاست که بر در بــاغ شهادت میکوبم ولی هنوز به رویم وا نشده اما تا همیشه امیدوارم برای سعید شدن در سعادتآباد شـهـدا ...
آنروزها که راه قدس برای فرزندان عاشورایی حضرت روحالله از کربلا میگذشت باب جهاد اصغر برویم بسته بود اما حالا که اصحاب اخرالزمانی حضرت سیدعلی عزم برافراشتن پرچم اسلام در انتهای افــق دارند آرزو دارم تا بلكه با جهاد اکبر در جهاد اصغر پیروز باشم ...
در دو دنيا محبتی به اندازه مـحبّت حضرت صديقه طاهـره(س) و پاره جگرش حضرتسیدالشهداء در دلـم جای ندارد و خدا میداند که امیدی به رســتـگاری ندارم مگر به افـتـخــار گدایی درب نـيمسـوخـتـه خـانــه عـلـی و فاطمه و نوکری یازده نـور پاک این زوج آسمانی ...
چشم انتظار یار غائب از نـظرم که حـضــور دارد اما ظــهـورش را مـن و ما باید بفهمیم و بخواهیم تا واقع شود ...
و مینویسم ؛ چرا که نوشتن را مرهـمی يافـتـهام برای دل پـردرد و روح آشفتهام ...
و زمزمه میکنم :
نشاط زندگیم از عــنایـت زهـــــراست
صراط بندگی مـن طـریـقت مــولاست
رسـالتـي كه حوالهست بهر نـوكـريام
رسيده از طرف شاه عشق ثارا...ست
ياحـق و التماس دعا
منوی اصلي
پيوندها
آمار وبلاگ
طراح قالب

